امروز : شنبه 30 خرداد 1405

  • گنجینه فارس
  • مدیریت شهری
    • گردشگری
    • شورای شهر
    • خدمات شهری
    • فرهنگی اجتماعی
    • سیما و منظر
    • حمل و نقل و ترافیک
  • 'گردشگری
    • میراث فرهنگی
    • سوغات و صنایع دستی
    • گردشگری مذهبی
    • گردشگری سلامت
    • رویدادها
    • زیرساخت ها
    • سواد گردشگری
    • جاذبه های گردشگری
    • اقتصاد گردشگری
  • فرهنگی
    • فرهنگ و اندیشه
    • آیین
    • دین و قران
    • ایثارو مقاومت
    • رسانه و مطبوعات
    • ادبیات و کتاب
  • سواد گردشگری
    • گردشگری دوچرخه
    • گردشگری سیاه وجنگ
    • گردشگری روستایی
    • گردشگری تجربه محور
    • گردشگری ماجراجویانه
    • گردشگری شهری
    • گردشگری دریایی
    • گردشگری اقوام و عشایر
    • گردشگری هوایی
    • گردشگری صنعتی
    • گردشگری علمی
    • گردشگری ورزشی
    • طبیعت گردی
    • گردشگری خوراک و نوشیدنی
    • گردشگری تاریخی و فرهنگی
    • گردشگری کشاورزی و مزرعه
    • گردشگری سلامت و پزشکی
    • سوغات و صنایع دستی
    • سواد گردشگری
    • اقتصاد گردشگری
    • گردشگری رویداد
    • گردشگری دینی و مذهبی
  • هنری
    • مفاخر
    • موسیقی و هنرهای تجسمی
    • سینما و تئاتر
    • رادیو و تلویزیون
  • اجتماعی
    • ,ورزشی
    • شهرستان ها
    • دانش و فناوری
    • شهری
    • تاریخ
    • سلامت
    • آسیب های اجتماعی
    • حقوقی و قضایی
    • آموزش و پرورش
    • زنان و خانواده
    • محیط زیست
    • کودک و نوجوان
    • اجتماعی
  • علمی
    • پزشکی
    • منابع طبیعی
    • علم و فناوری
    • رویدادها
    • دستاوردهای علمی فارس
    • مفاخر
    • ارتباطات و فن آوری اطلاعات
    • اطلاعات عمومی و دانستنی ها
  • سیاست
    • سیاست خارجی
    • سیاست داخلی
    • انتخابات
    • بین الملل
    • استان فارس
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • دولت و مجلس
  • اقتصادی
    • کارآفرینی
    • اقتصاد کلان وبودجه
    • خودرو
    • بورس
    • بانک و بیمه
    • عمران و توسعه
    • تعاون و اشتغال
    • راه و مسکن
    • صنعت، تجارت، بازرگانی
    • کشاورزی
    • نفت و انرژی
  • ورزشی
    • سایر رشته های ورزشی
    • فوتبال
    • توپ و تور
    • ورزش بانوان
  • شهرستان ها
    • صدرا
    • میمند
    • فیروزآباد
    • شیراز
  • چند رسانه ای
    • موشن (گرافیک متحرک)
    • داده نما
    • کارتون
    • فیلم
  • عکس
  • فیلم
رسانه علمی فرهنگی گردشگری گنجینه فارس

ایتاسازی خطر فرهنگی و اجتماعی؛ نقدی بر جداسازی عامدانۀ دین و دینداران از ابزارِ درک و تبیین اجتماعی

ایتاسازی خطر فرهنگی و اجتماعی؛  نقدی بر جداسازی عامدانۀ دین و دینداران از ابزارِ درک و تبیین اجتماعی

دوشنبه 11 خرداد 1405     0

مقدمه: از «صیانت» تا «قرنطینه»: اشتباهی که لباس خیر پوشیده بیایید از یک خطای بزرگ حرف بزنیم؛ خطایی که این سال‌ها گاهی با نیت خیر، اما با نتیجه‌ای خطرناک، در حال گسترش است: این‌که خیال کنیم اگر اهل دین را از متن جامعه جدا کنیم، اگر برایشان مدرسه‌ی جدا، رسانه‌ی جدا، کافه و رستوران و باشگاه جدا، پارک و ساحل و اردوی جدا بسازیم، اگر دایره‌ی معاشرت را هر روز کوچک‌تر کنیم و «خودی‌ها» را در محیطی همگن گرد هم بیاوریم، ایمانشان حفظ می‌شود، هویتشان سالم می‌ماند و جامعه هم روزی از دل همین جزیره‌های پاک اصلاح خواهد شد. این تصور، در ظاهر دل‌سوزانه است، اما در باطن، هم به دین ضربه می‌زند، هم به جامعه، و هم به خودِ همان جماعتی که قرار بوده از آن‌ها صیانت شود.

 

مدت مطالعه: ۴ دقیقه

۱. «انفجار اطلاعات» و فرو ریختن خیالِ حصار: دیوارها دیگر کار نمی‌کنند
ما دیگر در روزگاری زندگی نمی‌کنیم که بتوان ذهن و دل انسان را پشت چند دیوار نگه داشت. جهان از هزار راه وارد زندگی ما می‌شود؛ از گوشی و تصویر و روایت و تجربه و مقایسه و گفت‌وگو. سیدمرتضی آوینی در مقاله‌ی «انفجار اطلاعات» فقط از زیاد شدن اطلاعات سخن نمی‌گوید؛ حرف او عمیق‌تر از این است. او توجه می‌دهد که نسبت انسان با آگاهی و جهان عوض شده است. یعنی دیگر نمی‌توان با حصارهای ساده، مواجهه را تعطیل کرد. بنابراین مسئله‌ی اصلی این نیست که آدم‌ها با جهان بیرون روبه‌رو می‌شوند یا نه؛ می‌شوند، خواهیم یا نخواهیم. مسئله این است که آیا ما انسانِ توانمند می‌سازیم یا انسانِ وابسته به حصار؛ آیا ایمانِ ریشه‌دار می‌پروریم یا ایمانِ محیطی.

۲. گلخانه‌سازی ایمان: «نهالِ بی‌باد» هرگز درختِ سایه‌دار نمی‌شود
در اینجا باید میان «صیانت» و «قرنطینه» تفاوت گذاشت. این دو را نباید با هم اشتباه گرفت. صیانت یعنی قدرت تشخیص دادن، قدرت ایستادن، قدرت انتخاب کردن خیر در دل امکان انتخاب شر. اما قرنطینه یعنی صورت مسئله را پاک کردن؛ یعنی آدم را از جهان واقعی دور نگه داشتن و بعد خیال کردن چون مسئله را ندیده، بر آن غلبه کرده است. نهال را اگر در گلخانه نگه داری، شاید سبز بماند، شاید صاف بایستد، شاید از دور حتی سالم‌تر هم به نظر برسد؛ اما نهالِ بی‌باد، نهالِ بی‌آفتاب، نهالِ بی‌زمین سخت، ریشه‌ی عمیق پیدا نمی‌کند. ایمان هم همین‌طور است. دین در گلخانه نمی‌روید. در متن زندگی می‌روید؛ در مواجهه، در انتخاب، در صبر، در ابتلا، در فهم، در گفت‌وگو و در مجاهدت.

۳. جزیره‌های «خودی»؛ کارخانه‌ی دو جهان موازی در یک کشور
مشکل آن‌جاست که این جداسازی‌ها، اگرچه ممکن است در ابتدا با نیت حفظ و مراقبت شروع شوند، به‌تدریج به یک منطق اجتماعی تبدیل می‌شوند؛ منطقی که جهان را برای ما کوچک می‌کند. مدرسه‌ی ویژه، مجموعه‌ی آموزشی ویژه، باشگاه ویژه، رستوران ویژه، کافه‌ی ویژه، پارک ویژه، ساحل ویژه، اردوی ویژه، رسانه‌ی ویژه و شبکه‌ی شغلیِ ویژه، هرکدام ممکن است برای خود توجیهی داشته باشند؛ اما وقتی کنار هم می‌نشینند، یک الگوی روشن می‌سازند: الگوی فرار از زیست مشترک، منطقِ تماس کمتر با دیگری، و میلِ روزافزون به آسودگی در حلقه‌ی هم‌سنخ‌ها. همین‌جاست که باید نگران شد؛ چون جامعه از همین‌جا دوپاره و سه‌پاره می‌شود. انسان‌ها به‌جای آن‌که همدیگر را ببینند، فقط تصویر کاریکاتوریِ هم را می‌بینند. «دیگری» کم‌کم از یک انسان واقعی به یک برچسب تبدیل می‌شود.

۴. ضربه‌ی اول به خودِ ما می‌خورد: بریدن از مردم، بریدن از واقعیت
اما شاید مهم‌ترین آسیب این روند آن باشد که اول از همه به خودِ جریان مذهبی و حزب‌اللهی ضربه می‌زند. وقتی یک جریان اجتماعی کم‌کم از متن جامعه فاصله می‌گیرد، دیگر خواسته‌های مردم را بی‌واسطه نمی‌فهمد. مطالبات عمومی را از زبان خود مردم نمی‌شنود، دردها را لمس نمی‌کند، تغییرات را دیر می‌بیند، و گاهی وقتی متوجه می‌شود، کار از کار گذشته است. در چنین فضایی، آدم‌ها به‌جای آن‌که با واقعیت تصحیح شوند، مدام از سوی یکدیگر تأیید می‌شوند. اتاق پژواک شکل می‌گیرد؛ همه صدای خودشان را از دهان همدیگر می‌شنوند و کم‌کم این توهم پدید می‌آید که ما کاملاً درست می‌فهمیم و اگر بیرون با ما همراه نیست، حتماً بیرون مشکل دارد. اینجاست که خودحق‌پنداری آرام‌آرام به جان یک جریان می‌افتد. نقد دلسوزانه دشمنی تلقی می‌شود، سؤال تشکیک شمرده می‌شود، و تفاوت نظر به‌جای آن‌که فرصت اصلاح باشد، نشانه‌ی فاصله گرفتن از حق قلمداد می‌شود. این خطر کوچکی نیست. جریانی که دیگر نقد را نشنود، به‌تدریج فهم خود را مطلق می‌کند و فهمِ مطلق‌شده، هم خطاهایش بیشتر می‌شود و هم قدرت اصلاحش کمتر.

۵. مرگِ گفت‌وگو: وقتی جامعه دیگر «با هم» حرف نمی‌زند، فقط «علیه هم» حرف می‌زند
یکی از تلخ‌ترین نتایج این جداسازی‌ها، بسته شدن باب گفت‌وگوی اجتماعیِ عالمانه، مسئولانه و دلسوزانه است. گفت‌وگو فقط با نیت خوب شکل نمی‌گیرد؛ گفت‌وگو نیازمند زیست مشترک، زبان مشترک و تجربه‌ی مشترک است. وقتی این‌ها از بین می‌رود، جامعه دیگر با هم حرف نمی‌زند، بلکه فقط درباره‌ی هم حرف می‌زند. و جامعه‌ای که درباره‌ی هم حرف می‌زند اما با هم حرف نمی‌زند، خیلی زود دچار سوءظن، عصبانیت، رادیکالیسم و فرسودگی می‌شود.

۶. تبدیل دین از «نور» به «نشان»: از حقیقتِ زیسته تا هویتِ اردوگاهی
از سوی دیگر، دین برای این نیامده است که فقط مرز هویتی بسازد. دین آمده تا افق معناییِ زندگی باشد؛ آمده تا اخلاق بیاورد، انصاف بیاورد، خدمت بیاورد، کرامت بیاورد، امید بیاورد و انسان را در متن زندگی، بهتر و عمیق‌تر کند. اما وقتی دین در فضاهای بسته بیشتر به نشانه‌های عضویت گره می‌خورد تا به حقیقت زیسته، کم‌کم از «نور» به «نشان» تبدیل می‌شود؛ از «معنا» به «مرز» و از «دعوت» به «اردوگاه». چراغ را برای روشن‌کردن آورده‌اند، نه برای آن‌که در صندوق نگهش دارند. کشتی را برای دریا ساخته‌اند، نه برای ماندن در بندر. آب اگر جاری نباشد، می‌ماند و می‌گندد. دین هم اگر در متن جامعه جاری نباشد، اگر با رنج و سؤال و نیاز و اضطراب انسان معاصر درگیر نشود، اگر نتواند خودش را به زبان فهم‌پذیرِ خیر عمومی ترجمه کند، از درون ضعیف می‌شود، هرچند از بیرون منظم و محفوظ به نظر برسد.

۷. راه نجات: حضورِ مسئولانه در متن جامعه، نه عقب‌نشینی به سنگرهای همگن
راه درست، البته بی‌اصولی و بی‌مرزی نیست. راه درست، حل شدن در هر موجی هم نیست. راه درست، حضور مسئولانه در متن جامعه است؛ یعنی اصول خود را داشته باشی، اما انسان‌ها را تحقیر نکنی؛ مرز اخلاقی داشته باشی، اما مرز انسانی نکشی؛ از هویت خودت دفاع کنی، اما حقوق و سبک زندگی دیگران را هم به رسمیت بشناسی؛ به‌جای پناه بردن به حلقه‌های بسته، زبان گفت‌وگو و اقناع را تقویت کنی؛ و دین را نه در هیئت شعار، بلکه در قالب عدالت، صداقت، خدمت، امانت‌داری و کرامت عرضه کنی. این یعنی بلوغ. این یعنی دینداریِ مطمئن. این یعنی ایمانی که از دیدن دیگری نمی‌ترسد، چون خودش را فقط با حصار حفظ نکرده، بلکه با فهم، با ریشه، با معرفت و با اخلاق استوار کرده است.

جمع‌بندی: جامعه را با دیوار نمی‌سازند؛ دین هم با قرنطینه جان نمی‌گیرد
در عصر انفجار اطلاعات، نمی‌توان ذهن‌ها را در حصار نگه داشت. در ایرانِ امروز هم نمی‌توان جامعه را با جداسازی درمان کرد. هرچه فضای مشترک را کوچک‌تر کنیم، بی‌اعتمادی را بزرگ‌تر کرده‌ایم. هرچه حلقه‌های خودی را بسته‌تر کنیم، فهم خودمان از مردم را ناقص‌تر کرده‌ایم. هرچه دین را بیشتر به گلخانه ببریم، بیشتر در معرض شکنندگی قرارش داده‌ایم. 
جامعه را با دیوار نمی‌سازند؛ با پل می‌سازند؛ و دین هم در گلخانه نمی‌روید؛ در متن زندگی می‌روید.

https://ganjinefars.ir/nt/1046/gnjfs

نظر شما درباره این مطلب

نام شما : * تکمیل شود

ایمیل شما :

نظر شما : * این قسمت نباید خالی باشد

نظرات کاربران ( 0 دیدگاه )

    برای این مطلب نظری ثبت نشده است
استانداری فارس
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری
پایگاه اطلاع رسانی وزارت میراث فرهنگی
پایگاه اطلاع رسانی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس
پرتال گردشگری فارس
  • معرفی کسب و کار
  • خط مشی
  • ارتباط با ما
  • سخن ما
  • تبلیغات

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت نزد خبرگزاری گنجینه فارس محفوظ می باشد. کلیه فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

© طراحی سایت و بهینه سازی : گروه طراحی سیرن